شهر من

یکم تیر ماه 97

"    شهر من   "

شهر من گم شده است

شهر من گم شده است

 شهر من زیر غبار

زیر بار برگ های خزان زده ی درختان چنار

شهر من در قیل و قال کلاغ ها بر سیم های برق

شهر من گم شده است

شهر من در عصرهای کسالت بار تابستانی داغ

و شبهای تیره ی زمستانی سرد و یخ زده بی هیچ نشانی از برف سفید

خمیازه می کشد از بیهوده گی

شهر من هر بامداد تا شب ایستاده در واگن های مترو

چرت می زند و کابوس می بیند

شهر من در بند است

شهر من هر شب تازیانه می خورد و به خواب مرگ می رود

شهر من

شهر من دیری ست , شهر من نیست

/ 0 نظر / 39 بازدید